سانیاسانیا، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

sania

روز جهانی کودک مبارک

تقدیم به عشق کوچولوم اگر تو نبودی جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد. اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند. اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت. اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد. اگر کودکان نبودند، شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت ن...
17 مهر 1391

عروس خانم

سانیا عشق مامانی 7/7/91 عروسی امیر پسر عموی من بود.  آنشب شما هم عروس شده بودی ولی یک عروس ترسو چون همه اش گریه کردی آخه از صدای بلند توی تالار می ترسیدی منم شما را بردم اتاق عقد و کل عروسی را آنجا گذراندیم ...
14 مهر 1391

سانیا و ستاره

از لوستر اتاق خواب پدر بزرگ ،مادر بزرگ سانیا، یک ستاره آویزانه ،دخترکم عاشق این ستاره است ، چندین دقیقه به اون خیره می شه و میخنده و از خودش  صدا در میاره و ذوق میکنه ،نمی دونم توی این ستاره چی دیده که انقدر دوستش داره .                ...
25 شهريور 1391

خنده های شیرین

                                                                                                           &nb...
25 شهريور 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به sania می باشد